سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آنکه در دین خدا تفقّه کند، خداوند همّ وغمش را کفایت می کند و از جایی که به فکرش نمی رسد روزیش دهد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
آواز ققنوس

شیائو لی یک پسر 8 ساله بود .هنوز نخستین باری را که با او برخوردار کردم ، فراموش نکرده ام . در آن روز گرم تابستان ، شائو لی با بچه ها گلف بازی می کرد . هنگامی که کلاهش را از سر بر داشت ، متوجه شدم که مویی بر سر ندارد . او نسبت به بچه های همسال خود لاغرتر و ضعیفتر به نظر می رسید . با این حال وقتی با دیگر کودکان بازی می کند ، شاد و خوشنود شد . او تلاش می کرد همانند دیگران گلف بازی کند .

در واقع شیائو لی به سرطان خون مبتلا بود . بعضی وقت ها من هم با او گلف بازی می کردم . او به من می گفت که خوب بازی می کنم .

یک سال سپری شد . من مدت ها دیگر در میدان بازی گلف شیائو لی را ندیدم . شنیدم که بیماری او حادتر شده است . اما دوستانش گفتند که شیائو لی تلاش می کند قبل از فرا رسیدن پائیز چند بار دیگر گلف بازی کند .

هفته بعد ، بار دیگر در میدان بازی گلف شیائو لی را دیدم . یکی از دوستانش کیف او را برایش می اورد . شیائو لی به دوستان خود گفت : مواظب باشید . احساس می کنم که امروز شانس با ماست .

با این حال ، او هنگام گلف زحمت زیادی متحمل می شد . در آخرین پرتاب ، شیائو لی با بالاترین توان توپ گلف را پرتاب کرد . توپ ناپدید شد . یکی از دوستانش از شیائو لی خواست تا توپ گلف را پیدا کند .او ضعیف بود ، راه رفتن برای شیائو لی بسیار سخت بود . متوجه شدم که او ضمن جستجوی گلف به نفس نفس افتاده است .

اکنون همه دوستان شیائو لی برای یافتن توپ تلاش می کردند . بطور تصادفی متوجه شدم که یکی از دوستان شیائو لی توپ گلف شیائو لی را بر داشته و به داخل سوراخ انداخته است . این دوست سپس دورتر دوید و وانمود کرد که توپ خود را جستجو می کند . او متوجه شده بود که من حرکاتش را زیر نظر دارم به همین دلیل به من خیره شده بود .

پس از آنکه شیائو لی توپ خود را پیدا نکرد ، ناامید شد . زیرا فکر می کرد باید بهتر بازی می کرد . ولی هنگامی که به حفره بازی نگاه کرد ، رنگ شادی بر رخسارش نشست و در پوست نمی گنجید . پسران به یکدیگر نگاه می کردند و می گفتند : آیا واقعا او با یک ضربه توپ را به داخل سوراخ انداخته است . می گفتند که شیائو لی حتما توپ را با دست به داخل حفره انداخته است .

شیائو لی گفت : هرگز چنین کاری نکرده ام ! پسران وانمود کردند که بسیار متعجب شده اند . شاید در این موقع بود که فهمیدم شیائو لی خود را اکنون سعادتمند ترین پسر جهان می داند . از آن به بعد دیگر شیائو لی را ندیدم . اما آن موقع بود که معنی بازی گلف را فهمیدم . گلف بازی ماهرانه و دور پرتاب کردن ها اصل این بازی نیست بلکه در آن زمان باید از ارتباطات و با هم بودن و بازی گلف به شکلی جمعی لذت برد و به دیگران نیز توجه مبذول داشت

 



  • کلمات کلیدی :
  • محمد نوروزی ::: شنبه 86/3/5::: ساعت 10:0 عصر


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 29
    بازدید دیروز: 48
    کل بازدید :80760

    >> درباره خودم <<
    آواز ققنوس
    محمد نوروزی
    می روم دل مردگی ها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم بر سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم

    >>دسته بندی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    آواز ققنوس

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<













    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<